ابراهيم عاملي ( موثق )

344

تفسير عاملي ( فارسي )

كه انتظار داشتم سنگى از آسمان بر سرم فرود آيد و براى اين فضولى تنبيهم كند تا آنكه پيغمبر پذيرفت و فرمود : سهيل از اين حكم جدا است . آنگاه اين آيه نازل شد . و سعيد بن جبير گفته است معنى اين جمله چنين است : اگر مشركين را اسير كرديد فدا نگيريد تا آنكه عدّه زيادى از آنها را بكشيد . مجمع : يعنى پيغمبر حقّ ندارد اسيرى از مشركين را آزاد كند يا فدا بگيرد تا اينكه عدّه ى زياد از آنها را بكشد و مقهور كند براى عبرت ديگران و خوددارى آنها از جنگ با مسلمين . و جمله ى « يَكُونَ لَه أَسْرى » با تاء به صيغه ى خطاب و « اسارى » با الف قرائت شده است ، و نيز با ياء به صيغه ى غايب و « اسارى » با الف خوانده‌اند و قرائت مشهور همان است كه نوشته شده است ، و روايت شده است كه پيغمبر در آن روز به اصحاب فرمود : اگر مىخواهيد اين اسيران را بكشيد و گر نه آزادشان كنيد با فدا گرفتن ولى در برابر اين عمل دوّم به اندازه ى همين عدّه ى فدا گرفته در آينده از شما كشته خواهند شد . آنها گفتند : اكنون مال مىگيريم و تقويت مىشويم و بعد هم كشته بشويم . آن اسيران هفتاد نفر بودند كه فدا دادند و آزاد شدند و در جنگ احد برابر اين عدّه هفتاد نفر از مسلمين كشته شدند . « لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّه سَبَقَ لَمَسَّكُمْ » 68 مجمع : اين جمله را چند معنى كرده‌اند : 1 - ابن جريج گفته است : يعنى اگر حكم خدا نبود كه پيش از صدور - دستور نبايد كسى عذاب شود ، شما مردم براى فدا گرفتن مستحقّ مجازات بوديد ، لكن چون به شما ابلاغ نشده بود كه فدا نگيريد بر اين عمل مسئول نيستيد 2 - ابن عبّاس گفته است : يعنى چون در لوح محفوظ خداوند حكم كرده است به جواز غنيمت جنگى و فديه بر اين عمل شما را عذاب نمىكند كه پيش از رسيدن دستور شما فديه گرفتيد و غنائم جنگى را تصرف كرديد . 3 - جبّائى گفته است : چون كتابى از خداوند سابق بر اين به شما رسيده است و مؤمن به آن شده‌ايد كه قرآن باشد خدا از اين تجاوز شما كه مال گرفتن است و مستحقّ عذاب بوديد درگذشت و بخشيد . 4 - يعنى چون در كتاب خدا كه قرآن است چنين آيه اى گذشته است كه با بودن